
حضرت آقا توضیح می دهند که دشمن ابتدا با پیام های رسانه ای و تبلیغاتی خود ملت ها را از ان حس انقلابی گری و هویت اسلامی و استکبارستیز خالی می کنند . اول مغز انان را از همه موجدی های ناب و نفیس و محکم با ادله های سخیف و من دراوردی خالی میکنند، سپس مانند یک نوار خالی جای انرا از سخنان پر مکر و حیله خود پر می کنند. اینجاست که دیگر مردم بی هویت جدید هرگز در برابر حملات و پیشروی های انان واکنش نشان نمی دهند…
بسم الله الرحمن الرحیم
گزیده ای از سخنان امام خامنه ای (مدظلعه العالی)در سال ۸۱:
امروز دنیا بر مدارِ جنگ تبلیغاتى و رسانهاى و درواقع بر مدارِ جنگ جبهههاى خبرى و دستگاههاى تولیدکنندهى پیام مىگردد. نه اینکه در گذشته، جهانگیران و جهانخواهان و جهانخواران از نقش پیام و تبلیغ غافل بودند؛ آن وقت هم توجّه بود و اقدام مىشد؛ اما امروز امکانات فراوان شده و پیشرفتِ دانش در این زمینه کارهاى شگفتآور و حیرتانگیزى انجام مىدهد. لذا شما مىبینید مراکز استکبارى و قدرتطلب دنیا بر روى نقش پیام کار مىکنند؛ یعنى حقیقتاً سرمایهگذارى مىکنند و درواقع به جاى اینکه براى تصرّف یک صحنه پول خرج کنند یا نیروى نظامى بسیج کنند، کارى مىکنند که عوامل موجود در آن صحنه به سود آنها کار کنند.
امروز در صحنهى عراق، اگر مقاومت عظیمى از سوى مردم در مقابل تهاجم امریکا صورت گیرد، احتمال کامیابى امریکا در حملهى محتملش به عراق خیلى پایین مىآید. حالا اگر آمدند و با انواع و اقسام پیامها به مردم عراق القا کردند که ما نظر سوئى نسبت به شما نداریم؛ ما مىخواهیم شما را نجات دهیم، و این پیام جا افتاد، شما ببینید که صحنه چقدر تغییر پیدا مىکند: مردم در آنجا بهطور خودکار و بدون اینکه به آنها سلاحى، پولى و رشوهاى داده شده باشد، به کسانى تبدیل مىشوند که به نفع مهاجم کار مىکنند، حداقل به نفع او سکوت مىکنند یا به نفع او فعّالیتشان را تعطیل مىکنند. نقش پیام این است. این یک مثال کوچک است که من عرض کردم. در زمینهى تجارت، در زمینهى توسعهى اقتدار سیاسى و نظم حاکم بر جهان هم – که امروز از مسائل اساسى و مهمّ قدرتهاى بزرگ در دنیاست – پیام نقش دارد. لذا امروز یک جنگ آشکار؛ اما نه با ابزارهاى معهود و شناخته شده، در سراسر جهان در جریان است.
هر ملتى به تناسب موقعیت و هدفها و همّتهاى بلند یا کوتاهى که دارد، در این جنگ به نحوى درگیر مىشود. شما ملت ما را درنظر بگیرید! ما ملتى هستیم که حدّاقل از اوایل قرن گذشتهى میلادى – یعنى از صد سال پیش به این طرف – سیاستها و ادارهى امورمان تحتتأثیر خواست و ارادهى قدرتهاى بیرون از مرزهاى ما قرار گرفته بود. البته قبل از آن هم به نحو دیگرى بود؛ اما از حدود صدوبیست سال پیش، ادارهى این کشور و همهى دستگاههایى که در پیشرفت کارهاى این کشور نقش داشتند، به طور مشخّص و واضح تحتتأثیر سیاستهایى قرار گرفتند که در بیرون از این مرزها تعریف مىشد و منافعى براى آنها درنظر گرفته مىشد و آنها دنبال منافع خودشان مىآمدند و از شاه یا از وزرا و نمایندگان مجلسها و دیگران استفاده مىکردند. این، یک بخش از واقعیّتهاى جامعهى ما قبل از پیروزى انقلاب؛ یعنى بخش وابستگى و در اختیار بیگانگان قرارداشتنِ عمدهى منابع انسانى و مادّى ماست.
البته یک بخش دیگر از واقعیّتهاى جامعهى ما قبل از پیروزى انقلاب، ریشهى قدیمترى دارد و آن مسألهى حاکمیت استبداد و اشرافیّت بر این کشور بود. قرنهاى متمادى کسانى بر این ملت با این فرهنگ و سابقه و استعداد، حکومت مىکردند که مملکت را متعلّق به خودشان مىدانستند؛ یعنى مثل اربابى که یک مزرعه یا یک ده یا یک ملک دارد و یک عدّه هم در آن مشغول کار و زندگى هستند. مسألهى او، مسألهى آن مردم نیست، بلکه مسألهى خودش است. ملک، ملک اوست، درآمدهایى دارد، طبعاً زحماتى هم دارد، براى آن مردم باید زحماتى هم بکشد؛ مثلاً یک وقت بایستى پزشکى را خبر کند تا بیاید، یا اگر دینى باشند، مسألهگویى را خبر کند تا برایشان مسأله بگوید، یا مسجدى برایشان بسازد و یا چشمهاى برایشان راه بیندازد. اصلاً رابطهى دستگاههاى حکومتى با مردم چنین رابطهاى بوده است. مردم مطلقاً به عنوان صاحبانِ اصلى کشور مطرح نبودند. در این ملک بزرگ، ناصرالدّین شاهى حکومت مىکرده که همهى آحاد این مردم را نوکران خود مىدانسته؛ اعم از نوکران رسمىاش، از صدراعظم گرفته تا وزرا و درباریان و آحاد مردم که رعیتش بودند و باید روى این ملک کار مىکردند؛ یعنى چیزى خودشان مىخوردند و منافع این حکومت هم محفوظ مىشد. قرنهاى متمادى سیاست و ذهنیّت حاکم بر کلّ کشور این بوده است و ملت نقشى نداشت.
خوب؛ این انقلاب به وجود آمده و در هر دو جنبه، کارهاى قاطعانه و اساسى انجام داده است. در زمینهى بخش دوم، آن طبقهى اشراف و حاکمان و مالکان و صاحبان کشور را بهکلّى قلع و قمع کرده است. امروز در این کشور کسى وجود ندارد که حتّى به ذهنش بگذرد که من صاحب و مالک این کشورم. مالک این کشور، مردم هستند. هر کسى براى اینکه بتواند قدرتى داشته باشد – اگر اهل قدرتطلبى است – و وظیفهاى را در مسندى انجام دهد – اگر اهل انجام وظیفه است – شرطش این است که مردم او را بخواهند، با مردم رابطهى خوب داشته باشد و رعایت مصالح مردم را بکند یا تظاهر کند که مىکند؛ یعنى درحقیقت همه مجبورند مالکیت مردم را بر این کشور به رسمیت بشناسند. انقلاب ما این است.
در آن بخش دوم، انقلاب همهى وابستگیهاى رسمى کشور را نسبت به دستگاههاى بیرون از این مرز قطع کرد. اینکه مىگوییم وابستگیها را قطع کرد، مىدانیم که وابستگى اقتصادى یا وابستگى فرهنگى به این آسانى قطع نمىشود. اما نماى بیرونى همهى این وابستگیها، وابستگى سیاسى است و با انقلاب اسلامى، حرف شنوى و تملّق گفتن و رعایت مصالحِ مراکز قدرت جهانى را کردن، بهکلّى از بین رفت. این ملت آرمانها، اهداف، ایدهها و آرزوهایى دارد که مىخواهد محقّق کند؛ ملاحظهى قدرت یا سلطهى جهانى را هم نمىکند و مقصدش در درجهى اوّل این است که اهداف بزرگ و بلند مدّت کشور و ملت را تحقّق بخشد. این اهداف به اعتبارى در کلمهى دین و به اعتبار دیگرى در کلمات دین و آزادى و رفاه و امنیت و نظایر آن خلاصه مىشود.
حال شما ببینید که در وضع کنونى و با این جغرافیاى فرهنگى و سیاسى و نظامى و اقتصادىِ موجود دنیا، چنین کشورى با این اهداف و با این موقعیّت و جایگاهى که براى خود انتخاب کرده، در این جنگ رسانهاى چه موضعى دارد. طبیعى است که ما مورد تهاجم باشیم؛ یعنى هیچ شبههاى نباید به ذهن راه بیابد در اینکه ما یکى از اهداف اصلى و اوّلىِ تهاجم رسانهاى هستیم. حالا ما در مقابل این تهاجم در این جنگ بزرگ و البته نابرابر، مىخواهیم وظایفمان را انجام دهیم. چه کار باید بکنیم؟ شما ببینید کار ما چقدر سنگین و حسّاس است! پُرتوقّعى ما از شما، ناشى از این است.
به نظر ما، راه پیروزى در این جنگ این است که مجموعه و فهرستى از پیامهاى درست و از نکات و حقایق واقعى را که مبتنى بر آرمانها و آرزوهاى ماست، به ذهن مردم منتقل کنیم.
اوّلاً بایستى فهرست این پیامها را شناخت. نخست ببینیم که ما چه چیز را باید به ذهن مردم منتقل کنیم تا مردم قدرت پیدا کنند در مقابل زیادهخواهى، اقتدارطلبى و تهاجمهاى گوناگون دشمن به دفاع از خود بپردازند و دستگاههاى مسؤول کشور بتوانند به نیروى مردم اعتماد و تکیه کنند و نقش تاریخى خود را ایفا نمایند. پس، اوّل باید این پیامها را شناخت؛ بعد که شناخته شد، باید تولید شود. تولید کلام و تصویر و فضا و محیطى که بشود آن پیام را القا کرد، یکى از مهمترین کارهایى است که امروز هنر تبلیغ و پیامرسانى به آن متّکى است. اگر در تولید، پایمان بلنگد یا بلغزد، اشتباه یا کوتاهى بکنیم، حتماً ضربه را خوردهایم. بعد از آنکه این پیامها تولید شد، باید آنها را مدیریّت کرد؛ چون هنگامى یک مجموعه کالاى مطلوب به نتیجه و به سرمنزل حقیقى و صحیح خود خواهد رسید که مدیریّتى بالاى سرش باشد: این پیام در کجا باید داده شود، به چه اندازه باید داده شود، بهنگام باشد، با زبان مناسب باشد و تلفیق اینها در قالبهاى گوناگون قابل قبول باشد. ما بارها در ملاقات با دوستان صدا و سیما – شاید جمعى از شما هم بودهاید – راجع به اینکه فضاى پیامها فضاى اعصاب خردکن و تشنّجآور براى ذهن و اعصاب مردم نباشد، صحبت کردهایم. خوب؛ در این سالهاى اخیر مقدارى به مسائل تفریحى یا به قول شما طنز و فکاهیاتِ سرگرم کننده و فیلمهاى هنرى و اینها پرداختهاید. این کارِ درستى است و همینطور بایستى حرکت کرد.
این پیامى که تولید شده و ما از لحاظ اصلِ پیام و تحکیم و شناسایى و تدوینِ آن، مشکلى نداریم، براى اینکه بدانیم چگونه تقسیم و توزیع و پخشش کنیم، مدیریتِ صحیح لازم دارد. وقتى اینها انجام گرفت، آنوقت افکار عمومى در اختیار شما قرار مىگیرد؛ یعنى شما مىتوانید افکار عمومى را مدیریّت کنید. وقتى این کار انجام گرفت، افکار عمومى در اختیار شماست. دشمن مىخواهد افکار عمومى را در اختیار گیرد. شما باید نگذارید که او افکار عمومى ملت خودتان و ملتهاى دیگر را – تا هرجایى که صداى شما مىرسد – در اختیار گیرد. شما امروز حادثهاى مثل حادثهى فلسطین را ببینید که دیگر در آنجا جبههى حقّ و باطل معلوم است. ملتى را از سرزمین آبا و اجدادیش – که استخوانهاى اجدادش در این زمین دفن شده و همهى تاریخ مىگوید که اینجا مال اوست – و از خاک و زندگى و خانه و از حقّ انتخاب در کشور خودش محروم کردند و یک عدّه بیگانه را از اروپا و اروپاى شرقى و روسیه و امریکا و از جاهاى دیگر جمع کردهاند و گفتهاند شما اینجا را اداره کنید! خوب؛ اگر هیچ عامل دیگرى هم در این بین نبود، همین اندازه نشان مىدهد که حقّ و باطل کجاست؛ چه برسد به اینکه آن گروه بیگانهى متصرّفِ اشغالگر، با انواع و اقسام روشهاى خشونتبار و سبعوار، آن جمعى را که صاحب آن سرزمین هستند، نابود مىکند؛ یعنى مىزند، مىکوبد و مىکشد. دیگر حقّ و باطل از این مُنحازتر و متمایزتر؟! شما ببینید همین را جماعتِ طرفدار حضورِ اسرائیل در این منطقه – امریکا و خود صهیونیستها و بعضى دولتهاى دیگر – چگونه در افکار عمومى دنیا عوض کردهاند! یعنى افکار عمومى را طورى تغییر دادهاند که امروز در مقابل این حوادث تلخ در دنیا حرکت مهمّى انجام نگیرد. والّا اگر این تبلیغات نبود، ملتهاى دنیا – ولو هیچ رابطهاى هم با فلسطین نداشتند – روزى نبود که تظاهراتى به نفع مردم فلسطین راه نیندازند، اعتراضى نکنند، حکومتها را زیر فشار قرار ندهند و دولتهاى خودشان را براى موضعگیرى تحتِ فشار نگذارند. اگر این تبلیغات نبود، اصلاً صحنهى سیاست دنیا عوض مىشد. اینها افکار عمومى را همانطور که خودشان مىخواستند، تصرّف و هدایت کردند – بهخاطر رعایت همان ترتیب منطقىِ کار رسانهاى – و این دروغ بزرگ را در ذهن مردم جا انداختند. اگر ما بتوانیم یک کار رسانهاى درست انجام دهیم، مىتوانیم این صحنهى باطل را لااقل تا حدودى به صحنهى حق تبدیل کنیم؛ یعنى در افکار عمومى دنیا کار را طورى پیش ببریم که واقعاً قضیه بعکس شود. بنابراین ما در این زمینه ضعیف هستیم. «ما» که مىگویم، یعنى جبههى حق. این در مورد افکار عمومى دنیا نسبت به یک قضیهى بینالمللى است. در مورد افکار عمومى داخل کشور هم عیناً همین مسأله وجود دارد.
اگر مىتوانستیم پیامهایى را که باید به ذهن مردم منتقل شود، درست بشناسیم، بعد آنها را تولید کنیم و سپس با مدیریّت صحیح، توزیع و پخش کنیم، آنوقت افکار عمومى در اختیار ما، یعنى در اختیار آن جمعى است که این کار بزرگ را انجام مىدهند. آنچه که ما انتظار و توقّع داریم، این است. با این دید که نگاه مىکنیم، همهى بخشهاى صدا و سیما اعضاى مختلفى هستند که کارهاى گوناگونى انجام مىدهند؛ اما همه به این هدف منتهى مىشود. یعنى دیگر رادیو، با تلویزیون، با بخش فنّى، با بخش تحقیقاتى، با کار بینالمللى و با کارهاى جانبى دیگر و اینها با همدیگر هیچگونه تفاوتى ندارند. همه تلاش مىکنند براى اینکه این مقصود محقّق شود؛ یعنى این پیامها تولید و به شکل صحیحى توزیع گردد. رادیو بخشى از کار را بهعهده مىگیرد؛ هر کدام از بخشهاى مختلف رادیو کارهایى را به عهده مىگیرند. تلویزیون بخشهایى از کار را به عهده مىگیرد: برنامهى طنز یک بخش از کار را به عهده مىگیرد؛ برنامهى میزگرد صرفاً علمى یک بخش از کار را به عهده مىگیرد؛ برنامهى فیلمهاى تولیدشده یک بخش را به عهده مىگیرد و حتّى برنامهى فیلمهاى خارجى عهدهدار بخشى از کار را مىشود. پس وقتى این مدیریّت هست، طورى انتخاب مىکنید که همهى اجزاى این صحنهى عظیم صدا و سیما متوجّه همان هدف باشند. برآیند همهى کارها همان هدف بزرگ، یعنى انتقال پیامهاىِ صحیح به ذهن مردم است
تحلیل :
ایشان در این قسمت از سخنان مهم شان به تبیین مرز میان خیر و شر و دشمنان و مستکبران می پردازند.رهبری کار رسانه در بسیار مهم میدانند چرا که با پیام های تبلیغاتی و جنک روانی خود عالم را می چرخوانند و انچه دوست دارند بهره برداری می کنند.ایشان ده سال پیش به مسئولین و مردم گوش زد می کنند که دشمن از طریق رسانه و جنگ تبلیغاتی دستاورد هایی را به چنگ می اورد که با سنگین ترین حملات نظامی نمی تواند.
حضرت آقا توضیح می دهند که دشمن ابتدا با پیام های رسانه ای و تبلیغاتی خود ملت ها را از ان حس انقلابی گری و هویت اسلامی و استکبارستیز خالی می کنند . اول مغز انان را از همه موجدی های ناب و نفیس و محکم با ادله های سخیف و من دراوردی خالی میکنند، سپس مانند یک نوار خالی جای انرا از سخنان پر مکر و حیله خود پر می کنند. اینجاست که دیگر مردم بی هویت جدید هرگز در برابر حملات و پیشروی های انان واکنش نشان نمی دهند و عیناًٌ همین قضیه در عراق رخ داد. ایشان همان سال و هنوز ابتدای جنگ عراق این هشدار ها را داد و عیناً اتفاق افتاد.
ایشان برای انکه ثابت کند ما در جریان مستقیم حملات رسانه ای هستیم و دشمن فقط قصدش از جنگ تبلیغاتی با ما خراب کردن وجهه داخلی نیست به توضیح وضعیت ایران قبل از پهلوی،زمان پهلوی ها و انقلاب می پردازند. زمانی که سلاطین بی هویت لاابالی و جانی خودرا مالک ایران و مردم انرا رعیت می دانستند و برای انکه دنیا این تفکر خامشان را به رسمیت بشناسد حاضر بودند هر هزینه ای را بپردازند و البته یکی از ان هزینه ها این بود که همه انها تحت قیمومیت مستکبران بودند و در عمل عامل اجرای فرامین آنان حال ناگهان انقلاب اسلامی و تئوری اساسی آن که اسلام باشد می آید و همه آن بساط ظلم و اشرافی گری را به هم می ریزد و قطع وابستگی می آورد طبیعی است که باید در مسیر تندبادهای تبلیغاتی دشمن قرار گیرد.
آیا با این سخنان ما هنوز باید شک کنیم که در برابر تهدیداتیم؟؟
البته ایشان با تیزهوشی تمام می خواهد بگوید اقایان مدعی رسانه های تحت نفوذ استکبار تقسیم وظایف کرده اند. عده ای شمشیر را از رو بسته اند مانند فاکس نیوز یا سی ان ان که حخساب انان مشخص است اما عده ای در لباس دوست حاظرشده و دارند چیام هایی را می فرستند که مردم را از ان غیرت دینی خالی کند. مردمی که نمی خواهند در دام فاکس نیوز بی افتند و از طرفی دل خوشی از رسانه ملی ندارند لاجرم در دام طیف دوم رسانه های بیگانه می افتند و این همان است که دشمن می خواهد.
بنابر این با تحلیل خود آقا باید رسانه و کارشناسان آن پیام ها و سیگنال های خوش اب و رنگ و دغ کارانه مستکبران را شناسایی کنند و در پاسخ به ان پیامی قویتر و جامع تر تولید کنند و در برابر دیدگاه مخاطب قرار دهند.
رهبری بصیر در ده سال پیش مانند یک کارشناس بسیار حرفه ای رسانه توصیه می کنند
ابتدا پیام دشمن را بشناسید
دوم:باید ببینیم چه پیامی باید تولید کنیم که جلو تاثیر پیام ها و جنگ رسانه های استکباری را بگیرد و باعث وحدت و اعتماد میان مسئولین و مردم بشود { ببینیم که ما چه چیز را باید به ذهن مردم منتقل کنیم تا مردم قدرت پیدا کنند در مقابل زیادهخواهى، اقتدارطلبى و تهاجمهاى گوناگون دشمن به دفاع از خود بپردازند و دستگاههاى مسؤول کشور بتوانند به نیروى مردم اعتماد و تکیه کنند و نقش تاریخى خود را ایفا نمایند.} این نشان می دهد که دشمن از تبلیغاتش چه می خواهد یعنی حتی آقا به کارکنان رسیانه می گویند که دشمن می خواهد مردم در قبال زیاده خواهی و تهاجمات او از خود دفاع نکنند و اعتماد مسئولین به یکدیگر و مردم کم شود. و قاعدتاً رسانه ای ها باید پیام هایی داشته باشند که اثر عکس داشته باشد یعنی مردم را در مقابل تهاجمات و خوی استکباری دشمن بیدار تر و اگاه تر کند و ثانیا اتحاد ایجاد کند؟
حال سوال اینجاست تا چه حد محصولات ما اینگونه بوده است؟غیر از این است بسیاری از اخبار و گزارشات و برنامه های رسانه به جنگ و نزاع میان مسئولین دامن می زند و دشمن شاد کند اسشت؟
سوم: باید پیام هایی که تشخیص داده شد که درست است تولید شود. ایشان تاکید می کنند اگر در تولید محصولات و پیام های مهم رسانه ای در پاسخ به تهاجمات دشمن لنگ زدیم و غفلت کردیم قافیه را باخته ایم!!! می خواهم بگویم ما بعضی جاها حقیقتاً قافیه را باخته ایم. اگر به این تذکرات توجه می شد ضریب نفوذ ماهواره تا این حد در جامعه زیاد نمی شد که حالا مانده ایم چه بکنیم در برابر تاثیرات این محصول مخرب فرهنگی!!!اگر از سال ۸۱ که آقا برای بار دهم فرمودند یک محصول ناب و انقلابی تولید می کردیم ان هم در همه ابعاد امروز فارسی وان و ده ها شبکمه دیگر گوی سبقت در جذب مخاطب را نمی ربودند؟
ماهواره ای که تولید فیلم مستهجن نمی کند اما با نشان دادن فیلم های محتوی تم خیانت ببیننده را دچار توهم خیانت می کند و بنیان زندگی را از بین می برد، حالا ما چند فیلم دم دستی در برابر آن درست می کنیم که با تعجب خودمان هم در ان دچار رنگ خیانت هستیم و این همان باختن قافیه است. در حالی که مردم نشان داده اند در برابر نمایش های خوب و مستحکم رسانه ملی را به ماهواره ترجیح می دهند که سریال های فاخری چون یوسف پیامبر(ع)،مختارناه،درچشم باد این را ثابت کرد.
چهارم:باید پیام تبلیغی را که تولید کرده ایم درست مدیریت کنیم و در وقت و زمان و موعد مناسب توزیع و پخشش نماییم.
ایشان در تکمیل مباحث شان موضوع فلسطین و کار تبلیغی جمهوری اسلامی را مثال می زنند که تاثیر زیادی در امت ها داشته است و این را نمونه کاملی از شناخت،تولید و مدیریت پیام انقلابی می دانند.
به علت اهمیت بحث گوشه ای از اصل سخنان آقا را در ذیل ذکر می کنیم:
{ اگر مىتوانستیم پیامهایى را که باید به ذهن مردم منتقل شود، درست بشناسیم، بعد آنها را تولید کنیم و سپس با مدیریّت صحیح، توزیع و پخش کنیم، آنوقت افکار عمومى در اختیار ما، یعنى در اختیار آن جمعى است که این کار بزرگ را انجام مىدهند. آنچه که ما انتظار و توقّع داریم، این است. با این دید که نگاه مىکنیم، همهى بخشهاى صدا و سیما اعضاى مختلفى هستند که کارهاى گوناگونى انجام مىدهند؛ اما همه به این هدف منتهى مىشود.}

